مديرعامل سازمان فرهنگي ورزشي به نيابت از شهردار مسووليت اداره تيم بسکتبال شهرداري را عهده دار است. وي مثل هميشه پرتلاش و جدي در اين عرصه وارد شده است. گرچه ايشان توجه به هواداران بسکتبال را در دستور کار خود قرار داده است، اما همچنان دغدغه ي تيم داري را دارد.
سرويس ورزشي
هدف سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري از تيم داري چيست؟
مهم ترين دليل آن است که با وجود سابقه و ديرينه درخشان بسکتبال در اين ديار و اينکه بنا به تعبيري خيلي ها گرگان را به بسکتبال مي شناسند و علي رغم همه اين موارد يک متولي براي مهم ترين ورزش قهرماني اين ديار که سالها حضور افتخار آفرين در سوپر ليگ بسکتبال کشور را داشته است پيدا نشده است و بهمين خاطر هر زمان مرجعي دلسوز پيدا شود که مسئوليت تيم داري را بپذيرد ما به سهم خود ضمن بوسيدن دست و روي آن مرجع آنچه داريم در طبق اخلاص گذارده و دو دستي تقديم مي کنيم و به اندازه سر سوزني هم اصرار براي تيمداري نداريم . بهرحال هرکه دارد هوس و حال و هواي تيمداري بسم ا...
به نظر شما اگر روزي سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري از تيمداري انصراف دهد و متولي ديگري براي تيم بسکتبال نباشد، چه اتفاقي براي اين رشته ورزشي خواهد افتاد؟
آيا تيمداري شما در بسکتبال در زمينه هاي کاري ديگر سازمان فرهنگي ورزشي تاثير منفي گذاشته است؟
خير. به هيچ وجه زيرا به حول و قوه الهي بناي کارمان را بر عقل معيشت محور نگذارديم که خودمان را محدود به چند خط ابلاغ اداري نموده و 7 صبح تا 14 عصر به صِرف حضور فيزيکي اکتفا کنيم، بلکه به لطف خدا توفيق داشتيم که عاشقانه از بامداد تا بامداد به برنامه ريزي، اجرا، کار و تلاش پرداخته از وقت استراحت و فرصت هاي مشخصي امان براي مسايل سازمان خرج کنيم به همين خاطر به استناد عملکرد مکتوب، مصور و شهادت مخاطبين سازمان طي يک سال و اندي نه تنها در حوزه ورزش و فرهنگ از فعاليت ها کاسته نشده، بلکه به لحاظ کمي چندين برابر رشد داشته و به لحاظ کيفي نيز وضعيت کاملاً قابل دفاع داريم و حتي حاضريم توليدات فرهنگي، آموزشي و نرم افزاري مان را به شهرهاي استان و کشور صادر نمائيم.
مدت هاست که اين دستگاه از صرف باشگاه فرهنگي ورزشي بسکتبال بودن فراتر رفته و تبديل به سازمان فرهنگي ورزشي با رويکردي جامع به حوزه هاي متعدد فعاليت هاي فرهنگي، هنري، آموزشي، پژوهشي، تفريحي و ورزشي ورود داشته و در بسياري از زمينه هاي حرف هاي ماندني و اقداماتي قابل دفاع و توصيه از خود به جاي گذارده است و همه را لطف حق تعالي دانسته و شکر به درگاه با عظمتش مي بريم و در صورت عدم از خود گذشتگي مجموعه همکاران به طور قطع بايد شاهد افت فعاليت ها و عدم بالندگي و تأثيرات منفي مي بوديم.
چرا شوراي اسلامي شهر اعتبار لازم و کافي را براي بسکتبال لحاظ نمي کند؟
به هر حال شوراي شهر شوراست، پارلمان شهري است و به اقتضاي طبع کار شوراي از جهاتي با چالش مواجه است و ملزم به ارائه پاسخگويي به پرسشگران و معترضاني متعدد و متنوع مي باشد. وقتي مصوب مي کنند که مبلغ N ريال براي بسکتبال منظور گردد اين مصوبه حتي ممکن است از سوي اهالي بسکتبال مورد اعتراض باشد مبني بر اين که چرا اين مبلغ و چرا بيشتر مصوب نشد
از طرف ديگر اهالي ساير هيأت هاي ورزشي و انتظارات آنان و نقد و نظرهاي شان مثنوي هفتاد مَن کاغذ است. اگرچه ميزان درآمدهاي شهرداري هم در اصل موضوع سهمي از تأثير را دارد.
چرا در انعقاد قرارداد با برخي از بازيکنان وقفه ايجاد شد؟ مشکل چه بود؟
اولين دليل فضا و جو کلي حاکم بر ورزش به طور عام و بسکتبال به طور خاص بود، به دليل اين که مسابقات المپيک پکن تقريباً تاثير خود را گذارده و بسکتبال و تصميم فدراسيون در خصوص اعلان وضعيت سوپر ليگ سال جديد را تحت الشعاع خود قرار داد و حتي زمان شروع بازي ها به تعويق افتاد.
دومين دليل اين که چون معتقديم ما بهترين اداره کنندگان تيم نيستيم، علي رغم اعلان هاي مکرر باز هم فرصتي در اختيار همه کساني که توليت تيم را در خود ميديدند قرار گرفت تا اين اتمام حجت شده باشد که ما به هر قيمتي و با هر وضعيتي اصرار بر توليت تيم نداريم تا احتمال وجود کساني را که به مراتب بهتر از ما اين بار گران را به سر منزل مقصود برسانند منتفي ندانيم و دليل سوم وجود نظرات موافق و مخالف تيم داري از سوي سازمان در شوراي اسلامي شهر بود که اقتضاي طبيعي کار شوراي است و مصوبات شورا برآيند مجموعه نظرات موافق و مخالف است. شورا دستگاه اجرايي که مکلف به اجراي دستورالعمل هايي از مافوق به مادون نيست مثل ساير دستگاه هاي اجرايي.
دليل چهارم نامعلوم بودن الباقي اعتبار مورد نظر براي اداره تيم بود که همگان منتظر ظهور اسپانسري که بتواند آن را تامين نمايد بودند که بالاخره اين موضوع از سرجمع درصدي از اعتبارات دستگاهاي دولتي با تلاش هاي پيگير جناب آقاي پاشا، استانداري و جناب آقاي کريمي شهردار محترم به نوعي محقق و مورد تعهد واقع گرديد.
چرا باشگاه امسال نتوانست اسپانسري مناسب را جذب کند؟
مهم ترين عامل فقدان زيرساخت هاي عمده اقتصادي در استان است ما در استان فاقد صنايع مادر يا بنگاه هاي عمده توليدي که توان عمده اي جهت هزينه هاي کلان در امر ورزش باشند هستيم. صنايع ما تبديلي است و عمده فعاليت هاي توليدي ما نيز يا در حوزه صنايع کوچک تبديلي و يا معطوف به کشاورزي، بلکه خرده کشاورزي است و به عبارت ديگر آن کسي که انتظار اسپانسر شدنش را داريم خود نيازمند اسپانسر است
ضمن اين که متأسفانه در همه ي دنيا ورزش قهرماني فقط ورزش نيست همه چيز در آن هست بهعلاوه ورزش. دوز و کلک و پول، منفعت طلبي و ... مثل آبگوشتي که چيزهاي زيادي در آن هست اندکي هم گوشت دارد، اما به نام گوشت بيچاره تمام مي شود. لذا با لحاظ مراتب فوق و با کمال تأسف وجود کوتاه بيني ها و تلاش هاي بي هدف در جهت خنثي سازي برخي فعاليت ها در حوزه ي رشد و بالندگي بسکتبال (را که پرداختن به آن ثمره اي به جز حاشيه سازي و به هدر رفتن انرژي و توان ندارد) مي توان بدان بخشي ديگر از دلايل اشاره نمود.
چرا ميزان مبلغ قرارداد بازيکنان بومي کم بسته شده است؟
تصميم گيري براي تعيين ميزان مبلغ قراردادها يک کار انفرادي نيست، بلکه يک تصميم جمعي است که توسط گروهي تحت عنوان کميته ي اجرايي انجام شده است. اگرچه تلاش هاي زيادي در راستاي آناليزهاي متعدد صورت گرفته تا آن جمع به يک تصميم نائل گرديد، لکن اين به معناي وحي منزل بودن اين تصميم نبوده لذا احتمال اشتباه تأکيد مي کنم احتمال اشتباه در هر تلاش صادقانه اي امري غير ممکن و محال نيست.
به هر حال با لحاظ اعتبار موجود و امکانات در دسترس و مجموعه شرايط حاکم، جمع مزبور به اين باور رسيده است که به انتخاب درستي دست يازيده است.
از نظر شما آيا بعضي از بازيکنان بيش از اين ارزش نداشتند؟
معتقدم اگر براي ما ممکن بود که بيش از مبلغ منظور شده براي اغلب بازيکنان منظور مي شد، همه ي گروه تصميم گير خوشحال مي شدند اما امان از ناداري و نداشتن!
ضمن اين که هيچ کس حق ندارد هيچ بازيکني را مجبور به انعقاد قرارداد (با هر مبلغي) بکند و اين حق يک بازيکن است که با رعايت علائق و مصلحت خود به هر شرايطي که برايش بهتر است تن دهد. بنابراين تصميم نهايي به عهده ي بازيکنان بوده و قبول يا رد پيشنهاد با آنان و تعيين حد و مرز پيشنهاد با گروه تصميم گير بوده است.
به هر حال چه در مورد تيم يا کادر فني در حد بضاعت مان تصميم گيري شده.
چرا براي برخي بازيکنان مثل کلاسنگياني بزرگداشت يا بازي خداحافظي برگزار نشد؟ دليل اين کوتاهي چيست؟
زماني که من اين مسووليت را پذيرفتم آقاي کلاسنگياني در تيم نبود، ضمن اين که اعلاني از سوي ايشان مبني بر تصميم به خداحافظي با تيم صورت نگرفته است. لذا اين تصميم مربوط به خودشان است که قصد خداحافظي داشته يا نداشته باشند و اساساً اتخاذ تصميم از سوي ديگري و بدون اجازه کاري مطلوب به نظر نمي رسد
شاخصه اصلي تيم امسال چيست؟
جوان بودن تيم که با ورود 4 بازيکن از تيم جوانان به بزرگسالان محقق شد و به اين ترتيب گامي بلند در راستاي بومي سازي هرچه بيشتر تيم برداشته شد. اتفاق خاص ديگر مربوط به نگاه ويژه سازمان به موضوع ساماندهي منسجم تر هواداران تيم بسکتبال است که به دلايلي از ذکر برنامه ها تا رسيدن زمان مورد نظر معذورم.
آقاي فضيلت به عنوان حرف پاياني اگر مطلبي داريد بفرماييد.
مطلب اول: در ورزش به اعتقاد من و به يک اعتبار و از يک منظر هميشه بازي ها مي تواند برد و باخت نباشد بلکه برد برد باشد به هر حال به لحاظ معرفت شناسي هر چيز با ضدش شناخته مي شود، پس تا بازنده نباشد برنده مفهوم پيدا نمي کند بنابراين در هر مسابقه برنده به همان ميزان که بازنده اهميت دارد صاحب اهميت است.
مطلب دوم: اين که جا دارد همه آنان که دستي در کار دارند موضوع تماشاچي و هواداران را پر رنگتر ببينند. به هر حال در شرايطي که آسيب هاي متنوع و متعددي نسل جوان ما را مورد تهديد قرار داده است. ساختن و پرداختن دلخوشي هاي حداقلي که مي تواند سهم هرچند کوچک در رفع و دفع آن آسيب ها داشته باشد وظيفه هر فرد متدين، متعهد، دلسوز و انقلابي است.

